سفارش امیرالمؤمنین(ع) به ابوذر

اول. امروز سیزدهم رجب و روز میلاد امیرالمؤمنین امام علی(ع)، یکی از اعیادی است که برای ما شیعیان بسیار عزیز است. در ایران این روز را به نام روز پدر می‌شناسیم و به هر گونه که می‌توانیم سعی می‌کنیم دل‌ پدرانمان را شاد کنیم. آنان‌که دستشان می‌رسد، به دست‌بوسی پدر می‌روند و یا تماسی هر چند کوتاه تلفنی برقرار کرده و عید را به او تبریک می‌گویند. و آنان‌که دست‌شان از ارتباط این دنیایی با پدرشان کوتاه است، فاتحه‌ای به روح پدر هدیه کرده و با دعای خیر، روح پدر را قرین خوان رحمت الهی می‌گردانند. من هم این روز را به  پدرم تبریک می‌گویم و برایش آرزوی سلامتی و طول عمر با برکت می‌کنم و به روح اجدادم درود و سلام می‌فرستم…

دوم. پدر معنوی شیعیان، امیرمؤمنان، علی(ع) زمانی که حکومت جائر و فاسد معاویه قصد داشت ابوذر را به ربذه تبعید نماید، خطاب به وی می‌فرماید:

لا يُونِسَنَّكَ إِلَّا الْحَقُّ، وَ لا يُوحِشَنَّكَ إِلَّا الْباطِلُ (نهج‌البلاغه، خطبه ۱۳۰)

ای ابوذر! اجازه نده هیچ چیز جز حق و حقیقت با تو انس گیرد و اجازه نده هیچ چیز جز باطل تو را به وحشت اندازد.

حق و باطل دو مفهوم بسیار عمیق و در عین حال متضاد هستند. حقّ یکی از اسماء خداوند و به معنای امر ثابت و مطابق واقع است و باطل به معنای امر ناثابت و فناپذیر. توجه به آیه قرآن کریم که می‌فرماید «جاء الحق و زهق الباطل، انّ الباطل کان زهوقا»(آیه ۸۱ سوره اسرا) این تضاد را به خوبی نشان می‌دهد؛ چرا که با آمدن حق، باطل رفتنی است.

اگر به استعمالات عامّه مردم نیز توجه کنیم به همین معنا می‌رسیم. ثابت بودن حق ذاتی است و هر کس تلاش می‌کند که خود را «حق» نشان بدهد و از «باطل» خوانده شدن وحشت می‌کند! توجه به همین نکته است که دلیل بسیاری از جنگ‌های تاریخ بشر را نشان‌گر است. هیچ صاحب قدرتی دوست ندارد که «باطل» دانسته شود و به دنبال آن است که فکر و ایده خود را ثابت و «حق» بداند.

توجه به فرمایش امیرالمؤمنین(ع) مسأله مهمی را به ما گوشزد می‌کند. حضرت به ابوذر دستور می‌دهد مبادا اجازه دهی که تلاطمات و فشارهای سختی که پیش رو داری، باعث شود که تو از حقایق و ثابتاتی که به آن رسیده‌ای کوتاه بیایی و به تدریج با افکار متضاد آن، یعنی باطل خو بگیری!

ایشان در جمله بعد می‌فرماید:

«فلو قبلتَ دنیاهم لأحبّوکَ، و لو قرضت منها لأمّنوک»

اگر از دنیای آنان را می‌پذیرفتی تو را دوست می‌داشتند و اگر از دنیای آنان قرض می‌کردی تو را امان می‌دادند.

سوم. بعد از سال‌ها دوباره عزمم را جزم کردم تا وبلاگ‌ نوشتن را آغاز کنم. برنامه‌ای که داشتم این بود که افتتاحیه این وبلاگ، در روز میلاد حضرت زهرا(س) انجام شود که با کمی تأخیر به امروز افتاد. برنامه‌ام این است که علیرغم وجود موانع بسیاری که از درون زندگی و بیرون برایم محدودیت ایجاد می‌کند، اما در فوائد بنویسم و همچون گذشته از افکار و دغدغه‌هایم بگویم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *