درس خارج ایشان، درس اول حوزه تهران بود

حجة‌الاسلام سید محمدعلی خاتم یزدی

سید مرتضی ابطحی: حجة‌الاسلام سید محمدعلی خاتم یزدی فرزند مرحوم آیت‌الله سید عباس خاتم یزدی و داماد مرحوم آیت‌الله حاج آقا مجتبی تهرانی است. او که دروس سطح را در حوزه علمیه قم تحصیل نموده است، برای ادامه تحصیل و زندگی به تهران نقل مکان کرده است. در حال حاضر وی علاوه بر اقامه نماز در مسجد امام حسن مجتبی(میدان امامت) به تدریس دروس صرف و نحو در مدرسه علمیه خان محمدیه (در بازار تهران) نیز می‌پردازد. خاتم یزدی که متولد سال ۱۳۵۹ است، چهار سال در دروس خارج فقه و اصول آیت‌الله حاج آقا مجتبی تهرانی شرکت داشته است. وی همچنین مدرک لیسانس الکترونیک خود را از دانشگاه اصفهان دریافت نموده است. با او درباره حاج آقا مجتبی تهرانی به گفتگو نشستیم:

روند آشنایی شما با مرحوم حاج آقا مجتبی تهرانی چگونه بود؟ آیا پیش از آنکه داماد ایشان هم باشید با هم ارتباط خانوادگی داشتید؟

آشنایی ما با مرحوم حاج آقا مجتبی از سال ۱۳۸۵ و به واسطه مسأله ازدواجم آغاز شد. ما چون از خانواده روحانی بودیم می‌خواستیم با دختری از یک خانواده روحانی ازدواج کنیم. با پرس‌وجوهایی که شد خانواده ایشان به ما معرفی شدند و در اولین آشنایی ما با حاج آقا مجتبی، همان سال به همراه دایی‌مان حاج شیخ محسن اراکی در دفتر ایشان در خیابان قائن خدمت ایشان رسیدیم. در همان مرحله اول آشنایی، با اینکه ایشان از مقام علمی بالایی برخوردار بودند ولی خیلی بزرگوارانه و با تواضع با من برخورد کردند. از همانجا متوجه شدم که ایشان احترام زیادی برای سادات قائل هستند و در شش سالی که ما با ایشان محشور بودیم برای من این مسأله واضح‌تر شد. خصوصا اینکه همسر ایشان هم از سادات بودند و در وصیتنامه ایشان هم تمام کارهای مربوط به خودشان را به همسرشان ارجاع داده‌اند. مثلا گفته‌اند مرا با اجازه ایشان در اینجا دفن کنید یا مثلا این کار را برایم بکنید ولی با اجازه همسرم. حتی اگر خطایی از من سر می‌زد ایشان خیلی بزرگوارانه با من برخورد می‌کردند. بعد از دیدار اول، چند بار برای مراسم آشنایی و خواستگاری رفت و آمد داشتیم و ایشان سفارش‌هایی به من داشتند؛ از جمله اینکه در زندگی مشکلاتی و سختی‌هایی هست و سعی کنید که همواره با تفاهم مشکلات را حل کنید. به همسر من هم سفارش زیادی کرده بودند که تفاهم و گذشت داشته باشید. البته ایشان سه صبیه و دو آقازاده دارند که من هم داماد آخر ایشان هستم.

در آن زمان پدر شما از دنیا رفته بودند؟

بله. و اتفاقا وقتی من با ایشان برخورد کردم در عین حال که جایگاه علمی ایشان چه از حیث استادان بزرگی چون مرحوم آقای بروجردی و امام خمینی و چه از حیث علمی و شاگردپروری خودشان کاملا مبرهن بود، ولی از اولین برخورد حس کردم که ایشان به گونه‌ای برای من پدری می‌کنند. حتی خودشان به من صریحا گفتند که اگر در راه تحصیلت تلاش و کوشش بکنی، هر کاری که برای آقازاده‌های خودم بکنم برای شما هم می‌کنم. در این شش سال هم کاملا دیدم که همینطور است. مثلا وقتی من به تهران آمدم اگر چه تحصیلات حوزوی را به اواخر کفایه رسانده بودم و تحصیلات دانشگاهی هم داشتم ولی به هر حال در ابتدای راه بودم. ایشان برای من مسجدی فراهم کردند و همواره در مراتب اقامه صلوة در مسجد، ایشان در تمام کارها به من مشورت می‌دادند و می‌گفتند که در نماز چگونه عمل کن یا چطور منبر برو. همچنین سفارش کردند که بین دو نماز احکام بگو و در طول هفته لااقل دو سه مرتبه منبر برو. علاوه بر این مسائل شرعی را کاملا برایم توضیح می‌دادند. غیر از تمام اینها ایشان یک شخصیت کاملا خود ساخته بودند. وقتی شما می‌بینید که یک شخصیت درس اخلاق برپا می‌کند و گاهی هزار تا دو هزار جوان در این درس اخلاق شرکت می‌کنند به طور قطع چنین فردی پیش از این خودش را ساخته است و کنترل کرده است که توانسته‌ است این همه را جذب خود کند. ایشان هم فرد خود ساخته‌ای بود.

درس اخلاق ایشان چه روزهایی بود؟

در طول سال درس اخلاق ایشان در شب‌های چهارشنبه در مؤسسه نور در خیابان ایران برگزار می‌شد و جوانان و دانشجوها و حتی برخی از فرماندهان نظامی مثل شهید صیّاد شیرازی در این جلسات شرکت می‌کردند. در عین حال سبک سخن‌رانی ایشان به گونه‌ای بود که هم افراد تحصیل‌کرده و دانشجویان از آن استفاده می‌کردند و هم عوام.

درس اخلاق ایشان بیشتر سبک موعظه داشت یا دسته بندی بود؟

مطالب به صورت کاملا دسته بندی مطرح می‌شد. تا جایی که من خبر دارم حدود ۲۸۰۰ نوار از ایشان به جای مانده است که در موضوعات اخلاقی مختلف به صورت موضوعی مطرح شده است. برای نمونه ایشان شش سال پیرامون دعا صحبت کرده‌اند. البته تا جایی که می‌دانم چهار هزار نوار هم مربوط به دروس فقه و اصول ایشان به جای مانده است. ایشان دروس‌ خارج فقه و اصول‌شان را صبح‌ها از ساعت ۷ الی ۸ و ربع در مدرسه مروی تهران می‌گفتند.

مرحوم آیت الله حاج آقا مجتبی تهرانی

شما خودتان هم در این دروس ایشان حضور داشتید؟

من حدود چهار سال در درس ایشان شرکت کردم. ایشان ابتدا حدود ۴۰ دقیقه درس اصول می‌گفتند. تا جایی که می‌دانم دوره آخر اصول ایشان، ششمین دوره درس خارج اصول فقه بود که ایشان ایراد فرمودند. همان‌طور که می‌دانید یک دوره درس خارج اصول گاهی تا ده سال طول می‌کشد. در حال حاضر ۴ دوره دروس خارج اصول ایشان روی نوار ضبط شده است. پس از این درس، ایشان خارج فقه می‌گفتند که این درس هم نیم ساعت طول می‌کشید که از پارسال ایشان بحث طهارت را آغاز نموده بودند. البته پیش از آن هم مباحث خارج حج، نکاح و کتب دیگر فقه را گفته بودند. من در انتهای درس نکاح ایشان هم شرکت کردم ولی توفیق شرکت در درس حج را نداشتم.

سبک ایشان در درس خارج اصول چگونه بود؟

ایشان در اصول متأثر از استادان‌شان مرحوم آیت الله العظمی بروجردی و امام خمینی بودند. مرحوم حاج‌آقا مجتبی اقوال مختلف بزرگان را همچون آقا ضیا عراقی، آقای خویی و در درس فقه از جواهر و عروه نقل می‌کردند و پس از بررسی نظر خودشان را مطرح می‌نمودند.

مباحث رجالی چطور؟

ایشان احادیث مختلفی را ذکر می‌کردند و احادیثی که مرسله بود یا سندشان صحیح نبود را هم نقل می‌کردند ولی می‌گفتند که مرسله است یا سندش صحیح نیست.

جایگاه درس خارج ایشان در تهران چطور بود؟

درس فقه و اصول ایشان در زمان حیات ایشان درس اول تهران محسوب می‌شد و مسؤولان کشوری همچون آقایان رشاد، حجازی، پورمحمدی، محمدی عراقی و دکتر اسماعیلی در درس ایشان شرکت می‌کردند. ایشان یک درس خصوصی در شب‌های سه شنبه هم داشتند که در منزل خودشان برگزار می‌شد و دوستان می‌آمدند و استفاده می‌کردند. همان‌طور که می‌دانید در تهران درس خارج‌خوان زیاد نیست ولی در عین حال گاهی تا هفتاد هشتاد نفر در درس ایشان شرکت می‌کردند. در عین حال بیان ایشان به گونه‌ای بود که اگر کسی درس‌شان را می‌نوشت، تمام مطالب به صورت کاملا دسته بندی شده و مانند یک مقاله مشخص بود. ولی درس بعضی از آقایان دیگر که ما می‌رفتیم، به هیچ وجه اینطور نبود. حتی جالب است بدانید که ایشان تمام مطالبی را که در پنج دوره کامل اصول فقه و دوره ششم مطرح کردند به صورت جزوه نوشته‌اند و این نوشته‌ها موجود است. ایشان وقتی من می‌خواستم تدریس را آغاز کنم به من هم تأکید می‌کردند که من مطالب را می‌نویسم و پیش از بیان دو سه ساعت تمرین می‌کنم تا بخواهم آن را بیان کنم.

اشکال کردن در درس ایشان چقدر بها داده می‌شد؟

افرادی بودند که به درس می‌آمدند و اشکال می‌کردند. بعضی از افراد با اینکه در قوه قضاییه هم بودند گاهی اشکال‌های بی‌ربطی می‌کردند که ایشان پاسخ نمی‌دادند ولی بعضی که اشکال‌های خوبی می‌کردند ایشان پاسخ می‌دادند و در درس هم توجه‌شان بیشتر به آنها بود. در عین حال ایشان بسیار اجتماعی و خوش‌برخورد بودند. اگر کسی احیانا از ایشان ناراحت می‌شد حتما بعد از دلش در می‌آوردند.

مکتوبات فقهی اصولی یا اخلاقی ایشان چاپ شده است؟

دروس خارج فقه و اصول ایشان به صورت صوتی بر روی لوح فشرده تهیه شده است و در دسترس طلاب قرار گرفته شده است ولی به دلیل این‌که پیاده کردن همه این ۴۰۰۰ نواری که ضبط شده وقت زیادی می‌گیرد هنوز به صورت یکپارچه منتشر نشده است.  ولی در مورد کتب اخلاق ایشان، شش کتاب اخلاقی از مباحث ایشان توسط مؤسسه آقای صادقی رشاد به زبان‌های مختلف ترجمه و چاپ شده است. سلوک عاشورایی نیز در ده جلد هم عنوان کتاب دیگری از ایشان است که منتشر شده است.

ایشان گویا «شرح حدیث» هم داشتند که مطالب این درس‌شان هم مانند بعضی از دروس خارج فقه و اصول روی سایت قرار گرفته است.

بله. شرح حدیث هم مربوط به احادیثی است که ایشان در بین دو نماز می‌گفتند که از سال ۱۳۷۸ ضبط شده است و حدود ۶۰۰ نوار شده است که به تدریج پیاده خواهد شد.

در جمع خانوادگی برخوردشان چطور بود؟

ایشان خیلی شوخ‌طبع بودند. ما در اعیاد خدمت ایشان می‌رسیدیم و چند ساعتی خدمت ایشان بودیم و راجع به مسائل مختلف از جمله مسائل روز و مسائل کشور صحبت می‌شد. در حقیقت وقتی در کنار ایشان می‌نشستیم سختی حس نمی‌کردیم. صحبت‌ها هم بیشتر راجع به خودمان بود. البته گاهی در مورد مسائل خاص صحبت می‌کردند و بعضی افراد را نقد می‌کردند و می‌گفتند که فلانی از چه جایگاهی برخوردار است و چه کارهای خوب یا اشتباهی کرده است. البته در مناسبت‌ها ممکن بود صحبت‌ در رابطه با موضوع خاص مرتبط به آن روز صحبت شود ولی اینها بنا به سؤالاتی بود که احیانا ما مطرح می‌کردیم.

برای بسیاری سؤال هست که چرا ایشان خودشان وارد کار سیاسی نشدند؟

در اوایل انقلاب که رییس قوه قضاییه آقای موسوی اردبیلی بود، از ایشان درخواست کرده بود که برای حل کردن پرونده‌های قضایی به قوه قضاییه بیایید ولی پاسخ مرحوم حاج آقا مجتبی این بود که من می‌خواهم کاری بکنم که پرونده‌های شما کمتر بشود و به همین خاطر به سمت تربیت اخلاقی جوانان رفتند. حتی حضرت امام هم به ایشان گفته بودند که وارد کار اجرایی شوید ولی وقتی ایشان این مطلب را خدمت امام عرض کرده بودند، ایشان هم راضی شده بودند و تأکید کرده بودند که در همین مسیر کارتان را ادامه بدهید. البته در عین حال در بعضی دعواهایی که بین دو طرف به وجود آمده بود، ایشان پا درمیانی کردند و مسأله را حل کردند.

به نظر شما چرا اکنون گرایش به اخلاق در بین حوزویان اهل تهران بیشتر از فقه و سیاست است؟

به نظر من این به نیاز جامعه بر می‌گردد با توجه به جمعیت زیاد تهران و وضعیت هجمه شدید فرهنگی، علمای تهران بیشتر روی اخلاق تأکید می‌کنند تا جوانان را از این وضعیت حفظ کنند.

این مصاحبه در شماره ۶ فصلنامه شهر قانون (تابستان ۱۳۹۲) منتشر شده است.

از مطرح شدن اجتناب می‌کرد

آیت الله سید محمود مجد

سید مرتضی ابطحی: آیت‌الله سید محمود مجد، متولد سال ۱۳۱۸ و پسر خاله مرحوم حاج آقا مجتبی تهرانی است. وی از شاگردان مرحوم آیت الله العظمی بروجردی و امام خمینی در حوزه قم است. ایشان مدیر حوزه علمیه باقرالعلوم(ع) تهران است و علاوه بر اقامه نماز جماعت در مسجد امام حسن مجتبی(ع) شهرک قدس(غرب) به تدریس در دانشگاه‌های شهید بهشتی، صنعتی امیرکبیر و دانشکده افسری در مباحثی مانند فلسفه، معارف، ادبیات عرب، قانون اساسی مشغول است. گفتگو با ایشان در دفتر ایشان در مسجد امام حسن مجتبی(ع) در تاریخ ۱۴ بهمن ۱۳۹۱ انجام شد.

 

آشنایی شما با مرحوم حاج آقا مجتبی چگونه بود؟

مرحوم حاج آقا مجتبی تهرانی پسر خاله ما بودند. ایشان دو سال از ما بزرگتر هستند. یعنی من متولد سال ۱۳۱۸ و ایشان متولد ۱۳۱۶ هستند. ما در زمان مرحوم آیت الله العظمی بروجردی در قم درس می‌خواندیم و درس خارج را در همان دوره امتحان دادیم. بعد از ارتحال ایشان ما در درس مرحوم امام شرکت می‌کردیم و حاج آقا مجتبی هم در این درس شرکت می‌کردند. ایشان از شاگردان خوب حضرت امام بودند و کتاب مکاسبی که امام نوشتند را ایشان تذییلاتی(ذیل نویسی) بر آن نوشتند.

وضعیت طلاب قم در آن زمان چگونه بود؟

در آن زمان از لحاظ سیاسی طلاب چند دسته بودند. یک دسته اشخاص بی‌تفاوت بودند. گروهی داغ و پیروی امام بودند؛ مثل ما و حاج آقا مجتبی تهرانی و گروهی دیگر. و عده‌ای دیگر هم وابسته به جناح‌های دیگر بودند. ایشان از لحاظ درسی خیلی خوب بودند و یکی از امتیازات مرحوم حاج آقا مجتبی که در آن زمان کمتر دیده می‌شد همین مسأله انقلابی بودن و همراهی با حضرت امام بود.

روحیه شخصی در آن دوره مرحوم حاج آقا مجتبی چگونه بودند؟

ایشان زیاد اهل رفت و آمد و معاشرت نبود و روحیه منزوی داشت و حتی در مجالسی که به صورت خانوادگی تشکیل می‌شد کمتر شرکت می‌کردند. این هم به خاطر روحیه شخصی ایشان بود. علت آن هم این بود که معمولا کسانی که مشی عرفانی و درون‌گرایی دارند کمتر با دیگران در ارتباط هستند و ما در تاریخ نمونه‌های زیادی از عرفا داریم که روحیه اینگونه داشتند.

علت روحیه منزوی ایشان به خاطر این نبود که جد ایشان میرزا غلام‌حسین در مشروطه شهید شد؟

در مورد جدشان اطلاعی ندارم ولی دایی ما مرحوم حاج آقا روح الله دانایی همراه با شیخ فضل الله نوری بودند و ایشان به مرگ طبیعی از دنیا رفتند ولی برای چند سال در یک زیرزمین مخفی شده بودند که اگر ایشان را می‌گرفتند همراه با شیخ فضل الله نوری اعدام می‌کردند.

ایشان درس عرفان هم می‌رفتند؟

الان در ذهنم نیست که پیش چه کسانی می‌رفتند ولی ایشان خط و مشی عرفانی داشتند و شرط پیشرفت در مسایل عرفانی هم انزوا است. وقتی انسان با دیگران زیاد معاشرت کند ناخوداگاه باید حرف بزند و در سخن گفتن، حرف‌هایی پیش می‌آید که احیانا با مراقبت‌های عرفانی منافات دارد. و البته این هم یکی دیگر از ممیزات شخصیت ایشان بود که از مطرح شدن اجتناب می‌کردند. حتی تصاویر و فیلم‌هایی که از ایشان به جا مانده معمولا به صورت مخفی گرفته شده است و گاهی در مجالسی که ما بودیم اگر دوربین می‌آوردند ایشان اجازه فیلم‌برداری نمی‌دادند و مانع می‌شدند. ولی بعد از فوت‌شان تصاویر ایشان پخش شد. که این هم یکی از شرایط عرفانی است که اشخاص این چنینی دوست ندارند مطرح بشوند. یکی دیگر از امتیازات ایشان دائم الذکر بودن بود. حتی من یادم هست که در مراسم ازدواج پسر ایشان و صبیه آقای درّی نجف‌آبادی، در یک تالاری مجلس جشن برپا بود و ما دعوت شده بودیم و رفتیم. با اینکه ایشان صاحب مجلس محسوب می‌شدند ولی می‌دیدم که در همان حال هم مشغول ذکر هستند. این طور افراد واقعا کم پیدا می‌شوند. ایشان از لحاظ بی آلایشی در زندگی و ساده زیستی هم ممتاز بود. به  همین علت هم منزل ایشان همان منزل قدیمی بود که در خیابان ری در مرکز شهر بود و ایشان هیچ‌وقت منزل‌شان را عوض نکرد و به بالای شهر نرفت.

از لحاظ درسی چگونه بودند؟ آیا شما هم بحث ایشان بودید؟

در آن دوره البته ما با هم هم بحث نبودیم ولی هم درس بودیم و با هم در درس امام شرکت می‌کردیم.

در نجف چطور؟

ایشان دوره کوتاهی در نجف و بیشتر در قم بودند. در حقیقت ایشان در دوره جوانی در تهران بودند و بعد یک دوره همراه با ابوی‌شان به مشهد رفتند و از مشهد دوباره به تهران بازگشتند و بعد از آن بود که به همراه اخوی‌ بزرگ‌شان حاج آقا مرتضی تهرانی به قم رفتند.

 درس خارج ایشان در تهران را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

مرحوم حاج آقا مجتبی مسؤول مدرسه علمیه امام رضا(ع) بودند و درس خارج‌شان هم در مدرسه مروی بود. درس ایشان بین روحانیون جوانی که تازه به تهران آمده بودند و با درس ایشان در ارتباط بودند تعریف می‌شد و می‌گفتند درس عمیقی است. ولی روحانیون قدیمی طبعا اطلاع چندانی نداشتند. بیان ایشان هم در تفهیم مطالب خیلی خوب بود. حتی در سخنرانی‎ هم ایشان خیلی خوب می‌توانستند یک مطلب را جا بیاندازند.  بعضی هستند که از لحاظ علمی ید طولایی دارند ولی قدرت بیان چندانی ندراند ولی ایشان از این جهت هم قوی بودند.

 با توجه به اینکه شما مدیر حوزه علمیه باقرالعلوم(ع) در تهران هستید چرا بیشتر علمای تهران برخلاف علمای قم، مشی عقلی و فلسفی دارند؟

مرحوم آیت الله العظمی بروجردی با تشکیل مجالس فلسفه به صورت علنی و عمومی و آزاد موافق نبودند زیرا فلسفه شبهاتی را وارد می‌کند و بعد در جهت رفعش بر می‌آید. به همین جهت آقای بروجردی به جلسات خصوصی فلسفه مایل بودند و حتی دروس فلسفه علامه طباطبایی هم خصوصی بود و به گونه‌ای نبود که هر کس بخواهد برود بتواند. در بین علمای تهران هم نمی‌توان حرف شما را قبول کنم. در قم و نجف البته بار فقهی بیشتر از فلسفه است ولی در تهران هم فقهای بزرگی هم داشتیم. حتی مرحوم رفیعی قزوینی که استاد فلسفه بودند و به همین جهت هم شهرت داشتند و درس خصوصی فلسفه هم داشتند، ایشان در مسجد جامع بازار درس خارج فقه می‌داد و عده‌ای از فحول در این درس شرکت می‌کردند. آیت الله خوانساری هم در تهران بودند که شهرت‌شان به فقه بود و در کل نمی‌توان حکم کلی کرد.

این مصاحبه در شماره ۶ فصلنامه شهر قانون (تابستان ۱۳۹۲) منتشر شده است