زنگ مدرسه در حوزه‌های علمیه

سید مرتضی ابطحیدر کنار جریان اصلی حوزه علمیه قم که در سه دهه اخیر تغییرات کلانی به سمت تغییرات در روش آموزش داشته است، جریانی هم به دنبال حفظ سنت دیرینه حوزه بوده‌ است. در حال حاضر بعضی از مدارس علمیه قم، جدای از روند معمول حوزه اداره می‌شوند. برای ورود به این مدارس نیازی به شرکت در آزمون ورودی نیست و همچون قدیم، تنها هماهنگی با مدیر مدرسه کافی است. البته در این مدارس مدرک تحصیلی مورد قبول نظام جاری اداری کشور ارائه نمی‌شود و همچنین طلاب از حمایت‌های معمول مالی برخوردار نیستند. البته این مدارس حوزوی در اقلیتند و اکثریت طلبه‌ها در مدارس تحت نظر مرکز مدیریت حوزه علمیه قم تحصیل می‌کنند؛ مدارسی که تنها محدود به شهر قم نیست. این مرکز در حدود ۲۵۰ مدرسه علمیه را با سیستم یکپارچه مدیریت می‌کند. مدارس علمیه شهرهایی چون تبریز، اردبیل، اصفهان، تهران، شهرکرد، اهواز، زاهدان، شیراز، بم، رفسنجان، ساری، ساوه و… .   حدود یک ماه پس از اعلام نتایج آزمون کتبی، از پذیرفته شدگان مصاحبه شفاهی به عمل می‌آید. پس از انجام تحقیقات محلی، پذیرفته شدگان بر اساس نمرات قبولی در آزمون کتبی و مصاحبه در مدارس حوزه‌های علمیه پذیرش می‌شوند. کسانی‌که نمرات بالاتری کسب نموده‌اند برای تحصیل در مدارس حوزه قم اولویت دارند.

در مدرسه

پس از ثبت نام طلاب جدید الورود در مدارس، هر مدرسه به طلاب «حجره» می‌دهد. حجره در اصل خوابگاهی که طلبه برای استراحت و مطالعه دروسش استفاده می‌کند. کلاس‌ بندی مدارس معمولا بر اساس پایه تحصیلی صورت می‌پذیرد: از پایه اول تا پایه ششم. در برنامه تحصیلی مدارس قم معمولا سه تا چهار کلاس در نوبت صبح و یک یا دو کلاس نیز در نوبت بعد از ظهر در نظر گرفته می‌شود و مدارس از نیمه دوم شهریورماه آغاز به کار می‌کنند.

پنج شنبه؛ زنگ اخلاق

یکی از بزرگترین جاذبه‌های حوزه علمیه، اخلاق و مردان اخلاق حوزه است. مرحوم امام خمینی، مرحوم آیت الله العظمی بهجت و مرحوم آیت الله العظمی منتظری از مراجعی بودند که به درس اخلاق توجه ویژه‌ای داشتند. شهرت اصلی آیت الله العظمی مظاهری نیز به دروس اخلاقی است که برای طلبه‌ها می‌دهد. پیش از این نیز بزرگانی همچون میرزا جواد آقای ملکی تبریزی، حاج‌آقا حسین قمی، علامه طباطبایی، آیت الله سید رضا بهاءالدینی و آیت الله علی احمدی میانجی روزهای پنج شنبه در قم درس اخلاق می‌گفتند. در حال حاضر نیز بعضی از جوانان اساسا به همین دلیل به حوزه می‌آیند تا مانند یکی از استادان اخلاق و عرفان شوند. به همین دلیل معمولا روزهای پنج شنبه در مدارس، معمولا توسط یکی از استادان حوزه درس اخلاق برگزار می‌شود و توصیه‌های اخلاقی، تجربیات تحصیلی و یا شرح و تفصیل احادیث برای طلاب جوان گفته می‌شود.

از علم آموزی تا مدرک گرایی

هدف اصلی از تحصیل در حوزه، کسب معارف و تهذیب نفس است اما در عین حال نزدیک به دو دهه است که با هماهنگی‌های صورت گرفته میان شورای عالی حوزه علمیه قم و شورای عالی انقلاب فرهنگی، طلاب حوزوی نیز مدارک معتبر دریافت می‌نمایند. آنگونه که در سایت شورای عالی انقلاب فرهنگی آمده است، اتمام دوره سطح یک در حوزه به منزله اخذ مدرک کاردانی دانشگاهی است. سطح دو، کارشناسی و سطح سه معادل مدرک کارشناسی ارشد دانشگاهی و سطح چهار در یکی از رشته‌های تخصصی فقه و اصول، تفسیر و علوم قرآن، قضا، عقاید و کلام، ادیان و مذاهب و تربیت مبلغ برابر با مدرک دکتری دانشگاهی است. به موجب این مصوبه که در سال ۱۳۷۴ مورد تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی قرار گرفته است دارندگان مدارک تحصیلی حوزوی از کلیه مزایای علمی و استخدام فارغ التحصیلان دوره کارشناسی ارشد دانشگاه‏ها برخوردار خواهند بود. همچنین فارغ التحصیلان دوره سطح دو می توانند در آزمون ورودی مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه‌ها با گرایشهای پنج گانه رشته الهیات و معارف اسلامی و رشته زبان و ادبیات عرب شرکت کنند و در صورت پذیرفته شدن ادامه تحصیل دهند. و طلاب حوزه‌های علمیه فارغ التحصیل دوره سطح سوم می‌توانند در امتحان ورودی مقطع دکتری همه پنج رشته دانشکده الهیات و معارف اسلامی و نیز رشته زبان و ادبیات عرب شرکت کنند و درصورت پذیرفته شدن برحسب تشخیص گروه آموزشی، دروس پیش نیاز را تا سقف تعداد واحدهای مجاز در دو نیم سال تحصیلی بگذرانند. این رشته‌ها عبارتند از:  ۱- علوم قرآن و حدیث  ۲- تاریخ تمدن و ملل اسلامی  ۳- ادیان و عرفان اسلامی ۴- فقه و مبانی حقوق اسلامی ۵- فلسفه و حکومت اسلامی

شب امتحان

بیشتر امتحانات در حوزه علمیه به صورت کتبی به عمل می‌آید اما در مقاطع مختلف چند سری مصاحبه علمی شفاهی نیز به عمل می‌آید. اگر چه استادان حوزه همیشه تأکید بر آن دارند که طلاب دروس هر جلسه را پیش مطالعه، مطالعه و مباحثه کنند اما رونق گرفتن جزوات و کتب تلخیص دروس راهی برای آسان کردن این مسیر قلمداد شده است که باعث پایین آمدن سطح علمی طلاب شده است. متأسفانه عدم توجه به نگارش مقالات در دوره‌های مختلف دلیل مضاعفی بر ترغیب طلاب به جزوه خوانی شده است. در حال حاضر تنها در دو مقطع پایان سطح سه و پایان سطح چهار طلاب مجبور به نگارش پایان نامه هستند.

——

این مقاله در شماره سوم (پاییز ۱۳۹۱) فصل‌نامه شهرقانون منتشر شده است.

در حوزه چه می‌خوانند؟

سید مرتضی ابطحی: در کنار روش تدریس در یک سیستم آموزشی و استادان، کتاب‌هایی که محور تدریس هستند نیز می‌توانند ماهیت یک سیستم آموزشی را نشان دهد. برخلاف کتاب‌های دانشگاهی که معمولا در انتخاب‌شان سعی بر به روز بودن آنها است، برخی از کتب درسی حوزه قدمتی بیش از چند قرن دارند. در سیستم‌های آموزشی جدید کمتر اتفاق می‌افتد که یک کتاب تا این مدت محور کار قرار گیرد اما در حوزه‎های علمیه این مسأله دلالت بر استحکام بعد علمی کتاب دارد. البته از قدیم در حوزه فکر تغییر کتب درسی در حوزه مطرح بوده است و به طور مشخص نیز آیت‌الله خامنه‌ای در سفرهای خود به قم بدان اشاره کرده‌ و گفته‌اند: « تغییر جدّى در كتب درسى باید صورت گیرد؛ چون تحوّل از پایه باید شروع شود… در درس خارج فقه هم مباحث كاربُردى و مورد استفاده باید مطرح گردد. بعضى از مباحث- مخصوصاً در اصول و در فقه- وجود دارد كه واقعاً مورد احتیاج نیست؛ ولى در اصول و فقه، این مباحث را مى‌خوانند.»( ۱۳/۹/ ۱۳۷۴) اما تا کنون بزرگان حوزه با این نظر موافقت چندانی نشان نداده‌اند و این مسأله نیز در سخنان رهبری مورد اشاره قرار گرفته است: «بنده در قم… در جلسه‏ى فضلا بحث كتاب درسى و تغييرات كتاب درسى را مطرح كرديم، بلافاصله بازخوردش به من رسيد؛ مخالفت‌ها!- كه البته اين مخالفت‌ها از طرف من نادانسته هم نبود، می‌دانستم عده‏اى مخالف می‌كنند با اين قضيه- تغيير كتاب درسى لازم است، حتماً هم بايد تغيير پيدا كند؛ در اين هيچ شكى نيست.» مثلا کتاب کفایةالاصول که یکی از کتب محوری در دروس سطوح بالا و درس خارج است، از کتاب‌های پیچیده‌ی حوزوی است که مسائل علم اصول فقه را به صورت موجز مطرح نموده است. اگر چه از آخوند بیش از یک قرن می‌گذرد و مجتهدین بزرگی بعد از ایشان آمده‌اند اما تا کنون کتاب آخوند محوریت خود را از دست نداده است. با این مقدمه به کتب اصلی‌ مورد توجه در حوزه می‌رویم. این کتاب‌ها به شرح ذیل می‌باشند:

دوره مقدمات:

آنگونه که استادان و بزرگان حوزه می‌گویند، این دوره زیر بنای تحصیل در علوم حوزوی است و کسی‌که در دروس این دوره خوب جدّ و جهد نورزد توان درک دروس سال‌های بعد را ندارد.

صرف و نحو:

            کتاب جامع المقدمات: این کتاب از قدیمی‌ترین کتب حوزوی محسوب می‌شود که در حقیقت دائرةالمعارفی است از مباحث مقدماتی که یک طلبه بدان نیازمند است. جامع المقدمات مجموعه‌ای است از ۱۶ کتاب در موضوعات صرف و نحو؛ منطق و اخلاق اسلامی:

شماره

نام کتاب

نویسنده

موضوع

۱

امثله

میر سید شریف جرجانی

علم صرف

۲

شرح امثله

میر سید شریف جرجانی

علم صرف

۳

صرف میر

میر سید شریف جرجانی

علم صرف

۴

صیغ مشکله

ناشناخته

علم صرف(شرح برخی صیغه های افعال عربی خلاف قاعده)

۵

تصریف

عبدالوهاب بن عمادالدین بن ابراهیم زنـجانى شافعـى

علم صرف

۶

شرح تصریف

مسعودبن عمرقاضی تفتازانی

علم صرف

۷

العوامل فی النحو

عبدالقاهر جرجانی

علم نحو

۸

شرح العوامل فی النحو

ملانظرعلی گیلانی

علم نحو

۹

آداب المتعلمین

منسوب به خواجه نصیرالدین طوسی

علم اخلاق

    ۱۰

عوامل الجرجانی

عبدالقاهر جرجانی

علم نحو

۱۱

عوامل منظومه

کمال الدین بن حسام

علم نحو

۱۲

عوامل ملا محسن

ملامحسن فیض

علم نحو

۱۳

الکبری فی المنطق

میرسیدشریف جرجانی

علم منطق

۱۴

الهدایة فی النحو

زبیر بصری

علم نحو

۱۵

شرح الانموذج

جمال الدین محمدبن عبدالغنی اردبیلی

علم نحو

۱۶

الصمدیه

“شیخ بهائی”. وی این کتاب را برای برادرش عبدالصمد نوشته و از همین رو به این نام گذاشته است.

علم نحو

در گذشته تمام این کتاب‌ها یا بخش زیادی از آن در حوزه تدریس و مباحثه می‌شد اما در حال حاضر از مجموعه فوق تنها دو کتاب هدایه و صمدیه در علم نحو در سال‌ اول به طلاب جوان آموزش داده می‎‌شوند و کتاب «صرف ساده» نوشته سید محمدرضا طباطبایی نیز در علم صرف محور دروس است. شرح الفیه ابن مالک از سیوطی نیز در سال دوم به طلاب آموزش داده می‌شود. مغنی الادیب نیز کتاب دیگری ادبی است که در سال سوم محور آموزش است.

فقه و اصول فقه:

در زمینه احکام شرعی علاوه بر کتب فارسی، محور اصلی کتاب شرح لمعه از شهید ثانی است. این کتاب به زبان عربی نگاشته شده و یک دوره کامل فقه اسلامی را شامل می‌شود.  کتاب اصلی در زمینه اصول فقه کتاب «اصول فقه» مرحوم علامه مظفر است. این کتاب در دو جلد مجموعه‌ای از مسائل علم اصول را به صورت دسته بندی و به زبان عربی مطرح نموده است.

دروس جنبی:

کتاب «المنطق» مرحوم علامه مظفر در علم منطق و «جواهر البلاغه» از احمد هاشمی هر دو به زبان عربی هستند و اولی علم منطق و دومی علم بلاغت را توضیح و تفصیل می‌دهند. البته دروس دیگری همچون عقاید، تفسیر، نهج البلاغه و تاریخ نیز محور درس دوره مقدمات هستند.

سطح ۲و ۳:

در این دو سطح محور دروس فقه کتاب «مکاسب» مرحوم شیخ انصاری است. این کتاب به زبان عربی است و مسائل فقهی کتاب مکاسب را به صورت نیمه استدلالی مطرح نموده است. مکاسب در طول ۴ سال به طلاب آموزش داده می‌شود.

در زمینه اصول فقه نیز محور ابتدا کتاب «فرائد الاصول» مرحوم شیخ انصاری است که دو سال تدریس آن به درازا می‌کشد و سال نهم و دهم محور دروس کتاب «کفایةالاصول» مرحوم آخوند خراسانی است.

در طول این دو سطح کتاب‌های «بدایة الحکمة» و «نهایة الحکمة» از مرحوم علامه طباطبایی در زمینه فلسفه اسلامی نیز آموزش داده می‌شوند. البته در این دوره نیز دروس تفسیر، عقاید و… نیز مورد توجه هستند.

——

این مقاله در شماره سوم (پاییز ۱۳۹۱) فصل‌نامه شهرقانون منتشر شده است. 

پول توجیبی حوزوی‌ها

طلاب در حال گرفتن شهریه

سید مرتضی ابطحی: «در سال اول به من و رفیق که در خورد و خوراک یکی بودیم سخت و تلخ گذشت به حدی‌که پوست خربزه‌هایی که بیرون انداخته بودند شب ساعت چهار، آنها را مخفیانه بر می‌داشتیم و معاش می‌کردیم. و شد که سه شبانه روز به من و رفیق چیزی نرسید. ناهار روز سیّم که از درس و مباحثه فارغ شدیم و از یک دو نفر طلبه هم استقراض نمودیم، نداشتند. بنا شد که هر کس به اطاق خود برود مثل روزهای سابق و منتظر امر خدا باشد. رفیق رفت به اطاق خودش. من هم به حجره خودم دراز کشیدم، چشمم به طاقچه کتاب‌ها افتاد که ده دوازده کتاب دارم. الان که اکل میته بر ما حلال شده، فروش این کتاب‌ها که حلال‌تر است. چطور ما غفلت از فروش این کتاب‌ها نموده‌ بودیم؟!» آقا نجفی قوچانی در کتاب سیاحت شرق (ص ۱۶۸) پس از ذکر این داستان می‌گوید که کتاب را فروخت و غذا برای خود و دوستش خرید. اما استاد وی، آخوند خراسانی بیش از وی تجربه گرسنگی را داشت. آخوند درباره وضعیت خود گفته است:« تنها خوراک من فکر بود، ولی قانع نبودم. هیچ­گاه نشد که گلایه کنم. شش ساعت بیشتر نمی­خوابیدم. شب­ها بیدار بودم، با ستارگان دوست شده بودم، خواب با شکم خالی بسیار مشکل است.» بیشتر طلابی که تا چند دهه پیش وارد طلبگی می‌شدند همین وضعیت را تجربه می‌کردند اما پس از انقلاب وضعیت اقتصادی طلبه‌ها تا حدی بهبود یافت. اما به راستی طلبه‌ها از چه راهی زندگی خود را می‌گذرانند؟ آیا طلبه‌ها هم مانند آدم‌های عادی، کار یدی می‌کنند؟ و آیا همه آخوندها در مشاغل دولتی کار می‌کنند؟ آیا دین محل درآمد برای آخوندها است؟

شهریه یا ماهیانه

منبع درآمد مشترک و اصلی تمام کسانی‌که به صورت رسمی طلبه می‌‎شوند چیزی نیست جز «شهریه».شهر در عربی به معنی ماه است مانند شهر الرمضان یا شهر المحرم الحرام و شهریه به معنای ماهیانه است. اصطلاح شهریه در دنیای طلبگی معنای دیگری نیز دارد: کمک هزینه‌‌ای که هر ماه به طلاب پرداخت می‎‌شود. از آنجا که این کمک هزینه در ابتدای هر ماه عربی پرداخت می‌شود نام «شهریه» گرفته است. شهریه طلاب را مراجع تقلید به طلاب می‌پردازند و محل تأمین درآمد این پول نیز معمولا وجوهات شرعی و خصوصا خمسی است که مقلدان مراجع می‌دهند. میزان این شهریه یک طلبه بسته به دو عامل متغیر است: سطح تحصیلات و مجرد یا متأهل بودن. شهریه طلابی که ازدواج کرده‌اند نزدیک به دو برابر طلاب متأهل است. نباید فراموش کرد که میزان تورم به هیچ وجه با میزان رشد شهریه طلاب تناسب ندارد.

بودجه دولتی و استقلال حوزه

حکومت صفویه در ایران آغاز به قدرت رسیدن شیعیان در ایران محسوب می‌شود. صفویان که به دنبال اجرای احکام شیعی بودند ناچار بودند علمای بزرگی را که به پهنای گسترده فقه آشنا بودند به کشور دعوت کنند تا قانون کشور شیعی را تنظیم نمایند. پیوند روحانیون شیعه با دستگاه سیاست از آن روز در ایران پر رنگ شد. اگر چه کمک‌های دولتی در طول سده‌های بعد متوجه بعضی روحانیون سرشناس بود اما این کمک‌ها به رفع استقلال از حوزه‌های علمیه و علمای شیعه تعبیر نمی‌شد. کمک‌های اقتصادی دولتی به روحانیون تا پیش از مشروطه ادامه داشت. پس از به قدرت رسیدن رضا شاه در راستای سیاست‌های توسعه، وی سعی در محدود کردن قدرت روحانیون کرد. سیاستی که در دوره محمدرضا پهلوی نیز ادامه یافت. اما پیروزی انقلاب اسلامی و قرار گرفتن بخشی از روحانیون شیعه در رأس قدرت سیاسی کشور، وضعیت جدیدی را فرا روی حوزه‌های علمیه قرار داد. در سه دهه پس از انقلاب، به موازات حضور بیشتر روحانیون در مناسب سیاسی و اجرایی، بودجه دولتی حوزه نیز افزایش پیدا کرد. این مسأله امروز از نگاه بعضی بزرگان تهدیدی برای استقلال حوزه محسوب می‌شود البته در مقابل گروهی نیز کمک مالی دولت به حوزه را وظیفه دولت می‌دانند. ورای بحث خود حوزه، کمک دولت به مناصبی که روحانیون عهده‌دار انجام آن هستند نیز بحث برانگیز است. حجةالاسلام مروی معاون ارتباطات دفتر رهبری معتقد است: «اشکال ما در عرصه تبلیغ این است که بعد از انقلاب تبلیغات دینی را از مردم جدا و به بودجه‌های دولتی متصل کردیم؛ یعنی نحوه اداره مسجد، روحانیون و ساخت خانه عالم از بودجه دولتی انجام می‌شود.»

یک جدال قدیمی

بحث بر سر اینکه آیا طلبه باید شغل دیگری داشته باشد یا نه؟ از بحث‌های داغ مربوط به زندگی اقتصادی طلبه‌ها است. گروهی استفاده از شهریه را موجب تنبلی بعضی طلاب می‌دانند و معتقدند این کار به ضرر روحانیت و به نوعی کاسبی کردن از راه دین محسوب می‌شود. در مقابل گروه دیگر معتقدند اگر طلبه کاری جز کار علمی و تبلیغی خود انجام دهد از وظیفه اصلی خودش باز می‌ماند و اساسا برای رسیدن یک دانش‌جو به درجه بالای علمی و صاحب نظر شدن، چاره‌ای جز حمایت مالی نسبی نیست. به هر حال بیشتر طلبه‌های قم از کار کردن ابایی ندارند. البته بعضی تنها کارهای علمی و دینی را می‌پسندند و بعضی به کارهای دولتی گرایش نشان داده‌اند و در این میان گروهی نیز کار آزاد می‌کنند. هنوز اطلاعات دقیقی درباره میزان طلاب شاغل و نوع کارشان منتشر نشده است. البته تحقیقات میدانی در این میان می‌تواند لااقل بخشی از وضعیت زندگی اقتصادی حوزه‌ها را به ما نشان دهد. «سازمان آموزشی دینی شیعه؛ پژوهشی پیمایشی درباره وضعیت حوزه‌های علمیه ایران» که در شماره پنجم فصلنامه شیعه‌شناسی منتشر شده است، نمونه‌ای از این پژوهش‌ها است. در هر حال ورای اطلاعات دقیق، هنوز هم بخش اعظم طلاب در قم تنها به تحصیل گرایش نشان می‌دهند. در این میان البته تبلیغ در ماه مبارک رمضان و ماه محرم نیز یک فرصت تبلیغی است که می‌تواند کمک هزینه‌ای برای زندگی طلاب نیز به شمار آید.

اخلاق اقتصادی

اگر چه میزان شهریه تمام نیاز اقتصادی طلاب را برطرف نمی‌کند اما باور به مسائل دینی و رعایت آمووزه‌های اخلاقی فشارهای اقتصادی را برای طلاب آسان‌تر می‌کند. استادان اخلاق که هر پنج‌شنبه در حوزه علمیه درس اخلاق می‌دهند بر اساس آموزه‌های دینی، طلاب را به قناعت در زندگی دعوت می‌کنند. همچنین تبعیت از اصل «اقتصاد» یا میانه‌روی نیز باعث می‌شود طلبه خود را با شرایط موجود وفق دهد. همچنین روایاتی که انسان را تشویق به کار و تلاش می‌کند نیز انگیزه مضاعفی برای تلاش به طلبه می‌دهد. اما در هر صورت باور به اینکه روزی هر کس نزد خدواند معلوم است و نباید غم روزی را خورد نیز آرامشی دوچندان به طلبه‌ها می‌دهد.

—–

این مقاله در شماره سوم (پاییز ۱۳۹۱) فصل‌نامه شهرقانون منتشر شده است. 

استاد مطهری نیازی برای کار در فقه نمی‌دید

حجة‌الاسلام دکتر هادی دوست‌محمدی؛ شاگرد استاد مطهری و استاد دانشگاه تهران

سید مرتضی ابطحی: حجةالاسلام والمسلمین دکتر هادی دوست‌محمدی از شاگردان حضرات آیات عظام بروجردی، امام خمینی، گلپایگانی، هاشم آملی، مکارم شیرازی و سبحانی و همچنین از شاگردان علامه طباطبایی، شهید مطهری و  دکتر بهشتی بوده است. وی همچنین از اعضای هیأت تحریریه مجله مکتب اسلام و از مدیران داخلی این مجله است. دکتر دوست‌محمدی در حال حاضر از استادان گروه تاریخ دانشگاه تهران است. با وی در دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران پیرامون استادش آیت‌الله مطهری به گفتگو نشستیم:

–          از چه زمان طلبه شدید و سابقه آشنایی شما با شهید مطهری به کجا باز می‌گردد؟

من از شش هفت سالگی دروس طلبگی را آغاز کردم. البته ما اصالتا اهل خوانساریم ولی خودم متولد فریدن نجف آباد اصفهان هستم. تحصیلات حوزوی را همان جا نزد مرحوم والدم مرحوم حجةالاسلام والمسلمین حاج شیخ محمدعلی دوست‌محمدی آغاز کردم و بعد هم خدمت عمویم آیت‌الله مروجی از اساتید حوزه اصفهان درس خواندم. در هفت سالگی و در بدو ورود به دبستان، در کلاس سوم ابتدایی نشستم زیرا از چهار سالگی در خانواده طوری تربیت شده بودم که خواندن و نوشتن می‌دانستم. کتاب‌هایی مثل گلستان را می‌خواندم و اکثر بخش‌هایی که از قرآن هنوز هم به یاد دارم، مربوط به محفوظات من در آن زمان است. در سن دوازده سالگی وارد حوزه علمیه خوانسار شدم. آن زمان حضرت آیت‌الله علوی که از بزرگان در خوانسار بودند و حوزه علمیه خوانسار در آن زمان تحت نظر ایشان اداره می‌شد. بعد هم یک سال به حوزه علمیه نجف‌آباد آمدم. تابستان‌ها حوزه نجف‌آباد مورد توجه فضلا بود و حتی از قم به آنجا می‌آمدند. من در ۱۶ سالگی به توصیه استادانم به قم آمدم. از همان زمان ما سخنان مرحوم علامه طباطبایی و شهید مطهری را می‌شنیدیم.

–          یعنی سخنرانی‌های ایشان در رادیو را می‌شنیدید؟

رادیو بیشتر سخنرانی آقای راشد و گاهی مرحوم آقای فلسفی را پخش می‌کرد. منظورم این است که سخنان و نظرات ایشان را بین طلبه‌ها می‌شنیدیم. شهید مطهری از لحاظ فکری مورد احترام طلبه‌ها بود. من از آن زمان شیفته امام و به این واسطه شیفته افکار آقای مطهری هم بودم، همانطور که شیفته قلم آقای مکارم شیرازی بودم. از سال ۴۴ من در درس الهیات و فلسفه و فلسفه تطبیقی شهید مطهری شرکت کردم.

–          آقای مطهری در آن زمان چه دروسی داشتند؟

شهید مطهری در حوزه یک درس به صورت خصوصی داشتند. یک درس هم تفسیر بود که در منازل طلبه‌ها برگزار می‌شد و تبدیل به یک درس سیاسی شده بود که ساواک روی این درس حساس بود و نظرش این بود که قصد ایشان تربیت افراد انقلابی و مخالف نظام شاهنشاهی است. البته ایشان هم صریحا می‌فرمودند که شما باید در آینده دانشگاه‌های کشور را اداره کنید. ولی درک این سخن برای ما سخت بود. ما می‌گفتیم مگر می‌شود روزی شاه برود؟! ولی ایشان معتقد بودند قطعا این اتفاق خواهد افتاد. ایشان چند درس دیگر هم در دارالتبلیغ می‌گفتند.

–          ولی نزدیکان امام با دارالتبلیغ مشکل داشتند.

بد نیست بدانید که بنده و آقا سید علی محقق داماد و آقا سید ابراهیم زنجانی برادر آقای شبیری زنجانی که جزو کوچک‌ترین شاگردان درس  مرحوم آیت‌الله‌العظمی بروجردی بودیم بعد از فوت آیت‌الله‌العظمی بروجردی به درس امام می‌رفتیم. من از همان زمان ارادت در حد عشق به امام داشتم. ولی آن موقع بحث دارالتبلیغ داغ شد و بعضی از دوستان به من و بعضی دیگر از کسانی که پیرو امام بودند خرده می‌گرفتند که چرا به دارالتبلیغ رفتید؟ افرادی مثل شهید سید محمد کاظم دانش، آقای مهدی پیشوایی، مرحوم آقای علی حجتی کرمانی، آقای کامل خیرخواه و… . حرف ما این بود که می‌گفتیم ما حس می‌کنیم دارالتبلیغ با برنامه و انسجام، بی‌نظمی حوزه را جبران می‌کند و اگر روزی حس کنیم که اینجا خلاف ایده حضرت امام هست علنا خواهیم گفت. حتی من وقتی در آنجا بودم به زندان رفتم. در این داستان بعضی از دوستان مثل آقای کروبی با من فاصله گرفتند و قهر کردند. البته علل دیگری هم در این میان بود. متأسفانه بعضی از انقلابی‌های آن زمان کم تقوا بودند و گاهی به مراجع تقلیدی چون مرحوم آیت‌الله‌العظمی خوانساری فحش ناموسی می‌دادند و من از این موضوع بسیار ناراحت بودم. به علاوه این گروه کم درس می‌خواندند و این با سبک من نمی‌خواند. وقتی من زندان رفتم بعضی از همین دوستان تعجب کرده بودند.

–          آقای مطهری در دارالتبلیغ چه دروسی می‌گفتند؟

ایشان درس الهیات و فلسفه می‌گفتند. ایشان یک درس اسفار هم داشتند که به صورت سیار غالبا در منازل برگزار می‌شد و در این بین مدارس فقط مدتی در مدرسه رضویه برگزار شد که من آن دوره در درس‌شان بودم. جمعیت درس اسفار در آن روزها حدود هفتاد هشتاد نفر بود ولی کسانی که مقید بودند به درس تفسیر بیایند خیلی کم بودند. کلاس‌های دارالتبلیغ هم در عین اینکه کلاس‌ها آزاد نبود و فقط کسانی که ثبت نام کرده بودند شرکت می‌کردند و حضور و غیاب هم می‌شد، حدود هفتاد هشتاد نفر حاضر می‌شدند.

–          غیر از درس هم ارتباطی با ایشان داشتید؟

وقتی درس تمام می‌شد غالبا به همراه دوستان با ایشان تا منزل ما می‌آمدند و بارها ناهار را در منزل ما بودند و صحبت می‌کردیم. ایشان تمام دروس‌شان حتی فلسفه را به مباحث روز و سیاست مرتبط می‌کردند. من فکر نمی‌کنم ساواک به درسی بیش از درس شهید مطهری حساس بود.

–          چطور فلسفه را با سیاست روز مربوط می‌کردند؟

ایشان در رد روشنفکرمآبان و غرب‌زده‌ها و درباری‌ها شدیدا پرخاش داشت. کمتر جلسه‌ای بود که اینگونه مباحث مطرح نشود. این را هم باید توجه داشت که ایشان شخصیت جامعی داشتند که برای من الهام‌بخش بود. مثلا ایشان داستان راستان نوشتند که آن موقع گروهی این را دون شأن یک روحانی می‌دانستند. به‌علاوه ایشان در قید سبک خاصی در نوشتن نبودند. در زمانی که من مدیر داخلی مجله مکتب اسلام شدم اکثر بخش‌های «سیری در نهج البلاغه» ایشان به صورت دست‌نویس به دست من می‌رسید و من می‌دیدم و چاپ می‌شد. ایشان دست‌نویس مطالب‎‎شان را یا شخصا می‌آوردند یا کسی می‌آورد. اعضای هیأت تحریریه معتقد بودند بعضی جاهای آن مقالات را باید تغییر داد و البته این آقایان همه مقالات را تغییراتی می‌دادند و می‌گفتند این جمله اگر اینطور باشد بهتر است. البته آقای مکارم و سبحانی انصافا برگردن تمام نویسندگان حوزوی حق حیاتی دارند؛ حتی کسانی که شاگرد ایشان نبودند. ولی بعضی از ما استعداد نویسندگی‌مان بیشتر بود؛ مثلا من هفت نوع سبک نگارش را می‌دانستم. من خواهش کردم مقالات آقای مطهری را تغییر ندهیم ولی ابتدا آقایان نپذیرفتند. بعد خود ایشان آمد و گفتند اجازه دهید قلم خودم باشد که این مسأله مورد قبول واقع شد و بعد از این بود که نوشته‌های ما هم دیگر تغییر نکرد. چون تا پیش از آن همه مقالات تغییر می‌کرد.

–          اما بیشتر آثار شهید مطهری به صورت سخنرانی است. چرا نوشته‌های ایشان کم است؟

ایشان استاد دانشگاه بود و اگر چه رشته ایشان فلسفه بود ولی دروس مختلفی را ارائه می‌داد. مثلا تفسیر، سیره نبوی، علوم قرآن، حافظ‌شناسی، مولوی‌شناسی و… . این بدان دلیل بود که آقای مطهری می‌دید هر درسی را چه  کسی ‌گوید و اگر متوجه نیست که چه می‌گوید، آن درس را خود به عهده می‌گرفت. ولی در عین حال سخنرانی ایشان هم تحقیقی بود.

–          فکر نمی‌کنید اگر ایشان در حوزه تمرکز می‌کردند تأثیر بیشتری داشتند؟

اگر ایشان در حوزه بودند قطعا از مراجع بزرگ می‌شدند ولی آثار ایشان بعد از آمدن به دانشگاه این‌طور نمی‌شد. ایشان با آمدن به دانشگاه خطر را لمس کردند در حالی که بسیاری از حوزویان در حوزه اصلا خطر را لمس نمی‌کردند. ایشان توانستند در مقابل کمونیسم به صورت علمی بایستند. روشنفکرمآبی آن روز مارکسیست بود و ایشان توانستند کاری کنند که طرفداران آنها خجالت بکشند.

–          چطور می‌گویید ایشان اگر در حوزه بودند از مراجع می‌شدند؟ مگر درس فقه و اصول داشتند؟

ایشان همان موقع مجتهد بودند و علاوه بر آن فقیه و عارف هم بودند و تا جایی که می‌دانم ایشان درس فقه و اصول نداشتند. البته ایشان از هم دوره‌ای‌های آقای منتظری و شهید صدوقی بودند و کسی در فقاهت‌شان بحثی ندارد. به‌علاوه کسی که در فلسفه تا آن اندازه قدرت دارد که روش رئالیسم می‌گوید در فقه یک قهرمان می‌شود. البته ایشان وقت کار در فقه نداشت و می‌گفت به اندازه کافی در فقه کار می‌شود.

–          آیا تأثیر عینی‌ از کارشان در نقد مارکسیسم دیده‌اید؟

من عالی‌ترین نمونه را مرحوم احسان طبری می‌دانم. من بعد از انقلاب برای مسائل خاصی چندین بار به زندان‌ها رفتم. از جمله خواهش کردم که اجازه بدهند با طبری دیدار کنم و آقایان هم لطف کردند و به من این اجازه را دادند. من می‌خواستم ببینم که ایشان در زندان چه می‌کند و نکند در فشار زندان حرف‌هایی را بزند. وقتی رفتم دیدم قرآن و نهج البلاغه و کتب شهید مطهری پهلوی مرحوم طبری است. ما مفصل صحبت کردیم. وقتی من وارد شدم خیلی به ایشان احترام کردم و با ایشان گرم گرفتم. در همان ابتدا به ایشان گفتم که حضرت استاد خواهش می کنم فکر نکنید که من یک مقام مسؤول سیاسی هستم و آمده ام اینجا تا از شما حرف بکشم یا گمان نکنید من به عنوان یک روحانی آمده‌ام شما را موعظه کنم یا به عنوان یک دانشگاهی آمده‌ام تا شما را روشن کنم؛ من فقط به عنوان یک طلبه دانشگاهی آن حس کنجکاوی‌ام باعث شده به اینجا بیایم و چون در مسیر روان‌شناسی مشاوره کار می‌کنم، برای کسب معلومات برای خودم اینجا آمده‌ام. ما با هم صحبت کردیم و من یقین دارم که ایشان توبه کرده و مسلمان شده بود.

–          چطور به این یقین رسیدید؟

ایشان به من گفت که من که ادعای ایدئولوگ بودن داشتم، باید بدترین آثار در زمینه کارم را هم ببینم و من چرا آثار آقای مطهری و علامه طباطبایی را ندیدم؟! من اینقدر در خودخواهی و عناد فرو رفته بودم. زندان توفیق شد که من این آثار را ببینم. و وقتی این را می‌گفت اشک چشمانش را گرفته بود. و چندین بار تکرار کرد «من چرا؟!»

–          ولی جای تعجب است که یک طلبه شهید مطهری را به شهادت رساند.

گودرزی آثار شهید مطهری را نمی‌خواند و حتی کتاب‌های شهید مطهری را با انبر بلند می‌کرد که از نزدیکانش رغبت نکنند که طرف کتابهای ایشان برود. البته اکبر گودرزی استعداد سرشاری داشت و بسیار زرنگ بود. می‌گویند که ایشان در سال ۱۳۳۸ متولد شده است در حالی که ایشان در سال ۱۳۳۴ در مدرسه علمیه نجف‌آباد بود و همان زمان ۱۳ یا ۱۴ ساله بود. من یقین دارم که او اسمش را هم عوض کرده بود و وقتی گروه فرقان را تشکیل داده بود یک سرهنگ راننده‌اش بود و تمام خط و خطوط را او به ایشان می‌داد. ولی در همان زمان طلبگی در نجف‌آباد یک وضعیت بدی پیدا کرد و از حوزه فراری شد و همین مسأله یک عقده روانی برایش به وجود آورد و همین مسأله زمینه سوء استفاده از ایشان را توسط سرویس‌های اطلاعاتی مهیا کرد.

این مصاحبه در شماره ۵ فصل‌نامه شهر قانون (بهار ۹۲) منتشر شده است.